السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
41
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
فصلى گسترده از تفكرات معنوى و دينى تشيع است با تأكيد بر آنچه از نظر دينى بيشتر اهميت دارد و محدود به گروهى نيست ، بلكه جهانى است . از اين رو حتى در منظر غير مسلمانان نيز قابل درك است . همانطور كه علامه طباطبائى در پيشگفتار خود اشاره كرده ، هدف اصلى ايشان در اين گلچين ، تأكيد بر سه بُعد اساسى روايات شيعه است كه عبارت است از : 1 . اقرار به يگانگى خداوند ( التوحيد ، با اصول كلامى و متافيزيكى ايمان ) . 2 . آموزههاى سياسى ، اجتماعى و اخلاقى . 3 . زندگى عبادى ، معنوى جامعه . از اين رو اين گلچين يا كتاب ، بر قواعد كلى و اصول اسلام تأكيد دارد ، در حالى كه ايشان ترجيح دادهاند كه به شاخهها و جنبه دوم دين ؛ يعنى فروع ، نپردازند . به عبارت ديگر در اين كتاب به شاخههاى محكم اصول اساسى و جزئيات كاربرد قوانين الهى ( شريعت ) در زندگى هر كس ، سخن نگفتهاند . با اين حال ، جنبه دوم دستورهاى دين در آموزههاى امام على به مالك اشتر به وضوح منعكس شده است يا در درجه پايينتر ، در دعاها به آن اشاره شده است . با اينكه واضح است اولين ركن اسلام اقرار به ايمان است و با جمله يگانگى الهى آغاز مىشود ، اما محققان غربى مىخواهند عقايد اسلامى در زمينه وحدانيت خدا را به عنوان تأكيدى نسبتاً سادهلوحانه بر وجود توحيد خدا توضيح دهند . شايد يكى از ادلهاى كه باعث شده است نهجالبلاغه و متون احاديث شيعه به دست فراموشى سپرده شوند يا به عنوان منبعى غير معتبر تبليغ شوند ، اين است كه وسعت عقايد و ايدههاى مورد قبول مشترك ميان اعراب باديهنشين با ديدگاههاى فلسفى و متافيزيكى ، تناقض دارد . در آن قسمت از اين نوشته كه راجع به ظرافتها و . . . باريكبينىهاى عرفانى و تصوف است ، مىبينيم كه در قرون اوليه اسلام وحدانيت الهى مورد تصديق قرار مىگرفته است ، اما هنوز كاملًا تحت تأثير رايحه ويژه معنوى وحى قرار نگرفته بود .